من قرار دلم برای دوستام تنگ بشه... برای رها‌٬ نسترن٬ آرمين٬ رادمان و خيلی های ديگه. ميدونيد چرا.... چون قرار مهدکودکمون تعطيل بشه. من که حرف‌های اين بزرگ‌ترها را نمی فهمم٬ اما می‌گن خيلی ها ديگه نبايد بيان سر کار. مثلا همين زيبا جون و سارا جون که مراقب من بودن و خيلی های ديگه.

اما مامانی که داشت با من حرف ميژ‌زد به من قول داد که کاری کنه که من ضرر نکنم.

می‌دونيد اون با همه دنيا به خاطر من می‌جنگه. اينو از روزی فهميده که ديده کم کم داره منو دوست می‌داره.

 

به هر حال الان هم در حال رايزنی های سياسی با همکارهاست اما از طرفی دنبال يه مهد خيلی توپ هم می‌گرده با مامان بزرگ و بابابزرگ هم مشورت‌هايی کرده.

 

حتما نتيجه را بهتون خبر می‌دم.

راستی من امسال يه دايناسور عيدی گرفتم که خيلی دوسش دارم و به قول بابايی همه را به اين دايناسورم می‌فروشم. اين دايناسور می تونه راه بره٬ آواز بخوونه و سر و دمبش را هم تکون می‌ده و گاهی هم که مامانی يا بابايی خاموشش می‌کنن من انقدر می‌زنم تو سرش که دوباره راه بره٬ اونها هم مجبور می شن دوباره روشنش کنن.   04.gif

/ 7 نظر / 12 بازدید
MehrParast

سلام پسر خوب. تو هم هيچی نشده گرفتار شدی؟ ولی غصه نخور اين دنيا همينجوری يکی مياد يکی ميره هيچ وقت اونهايی رو که ميبينی يا باهاشون دوستی ثابت نيستند. ولی تو بايد محکم و پابرجا باشی. راستی اين روباتها مخصوص کارهای توی درياست. حتما تو هم روباتت رو ببر حموم من عاشق اينجور خرابکاری بچه هام. ولی يک وقت مامانت نبينه من اينو نوشتم ها. ديگه نميذاره بيای پيش عمو. ضمنا دايناسور مبارک.

oliera

دايناسور؟؟؟؟ کوچولوی نازنين٬ لطفا زياد شيطونی نکن. بابا مامان ها گناه دارن. تفلکيا نميدونن چجوری بايد مراقبتون باشن که هم غرورتون جريحه دار نشه و هم سر و تنتون دوباره جريحه دار نشه. به بابا مامان بگو مواظبت باشن. ................بابايی

باباي فردا

ببينم فسقلی! اون دايناسورت نمی تونه يه کاری بکنه که مهد تعطيل نشه؟ اون که اين همه کارای خوب بلده شايد بتونه برای اين مسئله هم کاری بکنه؟! هميشه شاد باشی

مامان تینا و سینا

آخی چرا مهدتون رو تعطيل کردن . حتما خيلی شلوغ ميکردين ديگه ........ مواظب اون دايناسوره باش که نخورتت . البته اگه خودت نخوريش!!!!!!!!!

آنا

آخی کوچولو ! به همين زودی مزه تعديل نيرو رو چشيدی ؟‌ مزه تلخی می ده نه ؟‌ دوری از دوستها و خانوم مربي ها ... مامان تو هم به مشکل من دچار شد . من دنبال مدرسه می گردم و اون دنبال مهد کودک . کار سختیه .

ariana

سلام،خوبی رهام ا مدرسه تعطيل شد،پس يه مدت مهمون مامانی هستی خوش بحالت ميشه ايشالا يه مهد خوب پيدا کنی با دوستای خوب مراقبه خودت باشيا،من که بابايم هنوز نرفته دنباله کارای پزشکيش،اصلا گوش نميده رهام يه عکس ميزاری از عروسکت خيلی قشنگه نه؟دل منم خواست

خاله کامپیوتری رهام

سلام رهام جان این اولین باره که از دوستات جدا میشی.این فقط مهده.بعدا از دوستائه دبستانوبعد راهنمایی و....جدا میشی ولی هیچ وقت از مامان و بابا جدا نمیشی