سلام.

در مورد پست قبلی بگم که هيچکدومتون نتونستين درست حدس بزنين بجز اوونيکه گفته دارم سينه خيز می‌رم. ميل هم که نداده ! خوب من چکار کنم؟

 

ديشب هم ما يعنی من و بابايی و مامانی رفتيم دد. يعنی گردش. اون هم خانه کودک پارک ساعی. چون شنيده شده بود که اسباب بازی‌هاش برای نی نی کوچولو هاست. اما نگو من خيلی کوچولوتر از اين حرفها بودم.

چون فقط تونستم تماشا کنم. اما باز کلی خوش گذشت.

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

Image and video hosting by TinyPic

 

 

 

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا،مامان ياسين

سلام رهام خوشگله می شه بگی تکليف ما چی می شه؟ من دارم از حس فضولی مي ميرم ترا خدا می شه اون عکسو برا من هم بفرستين؟

درنا

من بار ميام اينجا از ديدن مژه های اين پسری دلم ميره خدا به داد خودتون برسون با اين نمکدون

MehrParast

سلام چکارش کردين که اشکش دراومده اون وسط. چشم عموشو دور ديديد!!!!!!!!!!!!!!!!!

ariana

سلام رهام جون... خوبيی؟؟؟به به چه عکسای خوشگل خوشگلی..خوش گذشت بازی من بلاخره آپ کردم وبلاگمو مراقبه خودت باش

MehrParast

سلام عمو جون. خوبی ؟ من هستم ولی سرم شلوغ بود و در نتیجه حوصله نوشتن نداشتم!

MehrParast

سلام پسر گلم. خودت احوال عمويی رو میپرسی اونوقت هم خودت نا پيدا ميشی؟

مامان صبا

سلام پسر کوچولوی ناز...گردش خوش گذشت...زودی بزرگ ميشی سوار همه چی ميشی غصه نخور خاله جون

مامان حسين

سلام. هزار ماشالله. بزنم به تخته . چه پسر کوچولوی نازی. چقدر هم عکسای رنگاوارنگ داره. چقدر هم اهل سفره.حتما بابا و مامانش خيلی دوسش دارن و بهش توجه دارن. خدا حفظش کنه. خيلی نانازه.

MehrParast

مامان و بابا اين پسر ما رو کجا بردين؟