عيدانه ي 86 - قسمت آخر

سلام به دوستای خوبم.

من دوباره ببخشید صد باره از مسافرت برگشتم.

این دفعه

از تهران رفتیم

قزوین

منجیل

رشت

تالش

آستارا

گردنه حیران

اردبیل

تبریز

کندوان

تبریز

زنجان

قزوین

و برگشتیم تهران

246193295.jpg

منجیل. اون دورها یه فرفره های بزرگی بود که می‌گفتن برای تامین انرژیه!

246193293.jpg

من انقدر از دریا ترسیدم....... اون موج را ببینید که داره میاد طرف من. من هم می‌خوام فرار کنم.

246193306.jpg

این هم موزه تبریز.

خدا وکیلی مردم با فرهنگی بودن. چون روز اداری بود و صبح اما موزه پر از آدم بود. اینجا هم قسمت سکه ها بود که البته از موزه ایران باستان تهران خیلی خیلی سکه کمتر داشت اما باز خوب بود.

246193305.jpg

اینجا هم نمایشگاه دائمی آثار استاد حسینی بود. خیلی قشنگ بود. اسم این اثر هم جام جهان نما بود.

246193303.jpg

اینجا هم پشت مسجد کبود بود. وای خدای من٬ خجالت می‌کشم بگم در ورودی مسجد قشنگ بود اما خراب. خیلی خراب. انقدر که من اونجا عکس نگرفتم.

246193302.jpg

مقبرة الشعرای تبریز..... که الان فقط قبر شاعر شهیر شهریار اونجاست. اما تو اون محدوده ۱۱ شاعر نامی ایران مدفون هستن ولی بر اثر یک زمین لرزه مخرب اونجا با خاک یکسان شده  و جای قبر اونها دیگه معلوم نیست اما بنای یادبود خیلی زیبایی براشون ساخته بودن.خیلی متقارن و جالب و با شکوه.

در کنار مقبرة الشعرا هم موزه آثار استاد محمد حسن بهتونی بود که تمام خوراکی ها و غذاهای معروف ایرانی را با گچ ساخته بود که دل آدم اونجا از گرسنگی ضعف می‌رفت.

246193300.jpg

خانه مشروطه. تو این خوونه بود که مبارزان رشید مشروطه جلسه می‌ذاشتن.

این هم مجسمه باقر خان.

یادشون با ماست.

246193299.jpg

داشتیم از شاه گلی تبریز که جای تفریحی هست بر می گشتیم که هوس آش دوغ و قیلون کردم. می‌دونم بد آموزی داره اما همین ۱ بار!!!!

246193298.jpg

روستای معروف کندوان و حسرت مامانی و بابایی.

که حیف این روستا با این امکانات کم٬ هم برای مردم زحمت کش اونجا هم برای گردشگران. همه جا گٍل بود. بر عکس ماسوله. البته ابیانه هم به پای ماسوله نمی‌رسید اما باز از اینجا خیلی خیلی بهتر بود. حالا فقط یک روستای دیگه مونده که کد یونسکو داره و می‌خوایم بریم ببینیم میمند در استان کرمان نزدیک شهر بابک.

246193297.jpg

با این عکس هم شما باید متوجه بشید که من عاشق کباب های بناب و چنجه و هزار جور کباب خوشمزه تبریز شدم.

راستی باید از بنای زیبای شیخ صفی اردبیل هم کلی تعریف کنم. اما من که ندیدم. چون داشت تگرگ میومد مامانی و بابایی بدون من رفتن دیدن البته نوبتی که من غر نزنم.

راستی دندون کرسی من هم در اومد البته با کلی درد و خون ریزیه لثه اما اومد.

دوستون دارم.

فعلا تا خبر های بعدی خداحافظ.

/ 10 نظر / 48 بازدید
عمو حامد

دندونه کرسيت مبارکت باشه عزيزم قشنگم نانازم قربونت بشم جيگر طلا بلا شيرينم دلم برات يه ززززززززززززززززززززززززززززززره شده زيادی از حد دوست دارم

مانيا

سفر به خير پسر کوچولو....به مامانی ت بگو کنفرانس نزدیک شده می اید اون طرف ها؟؟؟اگر میاد بگه چه روزی که من هم همون روز برم حتمن

مامان پرهام

رهام قشنگم سلام. سفر بخير عزيزم. خوش گذشت. از جاده ابريشم و از راه مارکوپولو سفر می کنی مارکوپولوی کوچولو. دندون کرسيتم مبارک باشه. روی ماهت می بوسم و به مامان هم سلام برسون

آنا

من ديگه کم کم داره حسوديم می شه . اين مامان و بابای تو مگه سرکار نمی رن که اينقدر مسافرت می رين ؟‌ ( ماشاالله . زدم به تخته . چشمم شور نيست ها )‌ خوش بگذره . من هم تبريزو خيلی دوست دارم . چند سالی خواهرم اونجا دانشجو بود و زياد می رفتيم ولی حالا ديگه نه .

سميه مامان ايليا

هميشه به مسافرت آقا رهام. خيلی نازن عکسات. خيلی تو آقا و خوشگل شدی . فقط حيف که پستونک دهنته .‌اخه تو به اين آقايی به اين نازی ديگه بزرگ شدی . بهتره که ديگه پستونک نخوری .

سميه مامان ايليا

مامان رهام جان سلام. يه سوال دارم ازتون. چند وقته دنبال يه کلاه جين واسه ايليا می گردم ولی پيدا نمی کنم. اينی که توی عکسای پست پايين تو سر رهامه رو از کجا خريدين ؟ يه سوال ديگه احتمالا بابای رهام توی يه شرکت حمل و نقل که حالا نمی خوام اسمش و بيارم کار نمی کنن؟ ببخشيد سوال می کنما

ليلا مامان آرين

رسيدن به خير.اميدوارم هميشه خوش باشين .ماشاله خوب شد تعطيلات ۱۳ روز بود وگرنه فکر می کنم سر از بندر عباس وشيراز هم در می آوردين.

مامان درسا

خوش به حالت بابا چه عيد پرباری...

ايليا

جهانگرد کوچولو ی من سلام خوش گذشت بقيه دندونات دارن در ميان تبرررررررررررريک

درنا

آخی من قربون اون لثه رهام جونم بشم که خون اومد.خوشکل خاله اينقدر ظريفی که که اين بلا سرت اومد رسيدن به خير شازده ايشالله هميشه از اين سفرای خوب خوب و ديدنی بری ما هم از عکسهای خوشکلش مستفيض بشيم