انقدر بابائي و ماماني بهم گفتن الهي بخورمت كه مجبور شدم برم تو يخچال تا خراب نشم.
آخه ترسيدم بعد از تارخ انقضاء مصرف بشم يه وقت منو بخورن، حالشون بد بشه.

Image Hosted by Photo Hosting - Free Image Hosting

/ 8 نظر / 10 بازدید
ماماني

واقعا هم خوردنيه اين پسر کوچولو .آخی چه خوشمزه رفته تو يخچال نشسته از طرف من ببوسيدش

MehrParast

ای بی انصافها مگه رهام اسباب بازيه؟ ولی به جای من حسابی محکم ماچش کنيد. خيلی باحال بود. خودمونيم عمو جون مامان و بابات خيلی خوش ذوقند. اميدوارم که اين دفعه توی ديگ زودپز نذارنت.

مامان نازنين

ميشد حدس زد که بعد از ماشين لباسشويی سر از يخچال در بياری. فقط تو حدس کار بعديت کم آوردم عکس قبليتم چقدر ماه بود هميشه اينقدر ماه ميخوابی البته بازم به ذوق مامان بابات احسنت

MehrParast

امروز کلی از دستت خنديدم رهامی. خدا حفظت کنه پسر گل .

نلی

الهی ناز بشی تو قلقلی که رفتی اون تو نشستی... الهی خدا تو رو برا مامان و بابا حفظ کنه.

MehrParast

ای ناقلا رفتی پيدا کردی اون خوراکيه چيه؟ افرین حالا دیگه باید اون ضرب المثل رو عوض کرد. دیگه باید گفت : حلال زاده به عموی اینترنتی اش میره.! خلاصه انقدر من تنبلی کردم تو نوشتن که برادرزاده گلم زحمتش رو کشيد. ولی قول دادم که امروز حتما بنویسم.

حامد

جيگرتو بخورم تو هم مثل عمو کوچولوت رفتی تو يخچال؟

حامد

با اين تفاوت كه من آلوچه مي خوردم و تو داري نمي دونم چي ميخوري؟