مامان خاله همون مادر مادر بزرگمه...

 

 

داشتیم کارتون کارخونه هیولا میدیدیم که یهو گفتن مامان خاله مرده...

خلاصه رفتیم کرج خونه مامان خاله دیدیم که مامان خاله رو گذاشتن لای پتو اول فکر کردم که مامان خاله سردشه ولی بابائی بهم گفت که مامان خاله دیگه تموم شده.

رفتیم اول مامان خاله رو گذاشتیمش تو خاک بعدشم روش چند تا از اون سنگها گذاشتیم آخر سر هم روش گل رختیم بعدش هم خاک. بعدشم رفتیم لستولان(رستوران).

حالا هم بابائی گفته هر کی دلش برای مامان خاله تنگ میشه باید عکسشو ببینه اگر هم خیلی تنگ میشه باید بره سر خاک انگشتشو بذاره رو خاک و صلوات بکشه(بفرسته).

دیشب به مامان جون گفتم میخوایی اگه دلت برای مامانت تنگ شده برم عکسشو برات بیارم؟ گفت نه. ولی بین خودمون باشه فکر کنم دلش خیلی تنگ شده.

احتمالا باید ببریمش سر خاک تا صلوات بکشه

 

/ 7 نظر / 7 بازدید

خداوند رحمتش کنه

اشاره به این نکردی که مادر بزرگ مادری یا مادر بزرگ پدری !

شایگان ومامان مریم

سلام اول که تسلیت میگم . اولین بار به وبتون میام لینکتون میکنم تا بیشتز با هم آشنا بشیم[لبخند]

شقایق

سلام خوب هستید[ماچ] تسلیت میگم ان شاالله که دیگه غم نبینید

وروجک

سلام من که نفهمیدم کیو میگی رهام جان [سوال] ولی ان شا الله ک خدا رحوتشون کنه[گل]