پسر کوچولوی ما
 
مسافرت

سلام.

خوبی؟

من خیلی بزرگ شدم.

کلی با مهد کودکم دوست شدم.

کلی شعر یاد گرفتم و کلی بلبل زبونی می کنم.

می دونید بابایی از کدوم شعر من خوشش میاد...

پروانه شایسته

بال می زنه آهسته

از بچه ها می ترسه

بالاشو جمع می کنه.

راستی خووندن من هم کلی پیشرفت کرده لغت های رهام, آب, بابایی, انار, گل, پا, تلفن, مو را می تونم بخوونم.

ولی فقط می تونم بنویسم پا که البته فقط مامانی می تونه بخوندش, آخه خیلی بد خط می نویسم.

رنگها را هم بلدم مثل آبی, قرمز, سبز, سفید, سیاه, قهوه ای, صورتی ولی به زرد می گم رنگ مز...

 

راستی استقلالیه تیر هم هستم و پشت سر هم می گم آبی خوبه قرمز سوراخه....

چند تا مسافرت هم رفتیم مثل اصفهان, دریاچه ولشت و سلمانشهر, زنجان و غار کتله خور.

 این هم عکس....

 

باز هم می نویسم. دوستتون دارم.

لینک نوشته


:بازديد

بابایی و مامانی من از سال ۷۶ با هم آشنا شدن و سال ۱۳۸۰ با هم زندگی مشترک زیبایی(به نظر خودشون) ساختن که زیباتر از دوستیشون بود (باز هم به نظر خودشون) و من با اومدنم این زیبایی را دوچندان کردم. به امید روزی که من این وبلاگ را از بابایی و مامانی تحویل بگیرم و خودم توی این وبلاگ بنویسم.



وبلاگ های خودمونی

وبلاگ بابایی رهام - هرس



سایت های کودکان

كودكان دات ا آر جي
مهدکودک مونا
كانون پرورش فكري كودكان
آموزش الفبابا شعر
دوستانه
حقوق كودك
سيما
شوراي كتاب كودك
شورای كتاب كودك
کانون دفاع از حقوق کودکان
پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان
سنجاقک
کاردستی
رنگ آمیزی
کتابخانه دیجیتالی کودکان
رنگ آمیزی
مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی
آموزشگاه موسیقی پارس
ماهنامه شهرزاد
کودکانه های بهار
برنامه فتیله


وبلاگ های مربوط به کودکان

بابای فردا
همه زندگی من , تینا و سینا
دوشس
حس قشنگ مادري
حسین
شقایق
هیراد
ملوسک
آرش
داستان زندگی
نی نی کوچولوی مامان و بابا
عشق مامان و بابا
نوشته هایی برای پسرم
آهو کوچولو
دخترم دیبا
عشق مامان
دخترم آیسان
نمک زندگی
نازنین بابا
آیلین
کوچیل و مامان باباش
آرمان
علیرضا
شايد براي آينده
شيرينك دلم
دخترمون رژینا