پسر کوچولوی ما
 
 

سلام به همگی. خوبید؟

من که خدا رو شکر خوبم. می‌دونید یه دندون دیگم هم نیش زد. الان من با سن یک سال و ۴ ماه و دو هفته دوتا و نیم دندون دارم.

دیروز مامانی تو اتاق مشغول کاراش بود و وقتی اومد بیرون با تعجب منو نگاه می‌کرد. می‌دونید چرا؟

آخه من دکوریهای رو اپن رو آورده بودم پایین و چیده بودم جلوم و مشغول بازی بودم.

و از اینجا بود که مامانی متوجه شد من در آینده صخره نورد قهاری می‌شم.

می‌دونید من بچه مودبی هم هستم. بعد از غذا حتما باید با دستمال کاغذی دور دهنم رو تمیز کنم. یا اینکه هر چیزی رو که می‌گیرم حتما بعدش تشکر می‌کنم البته به زبون خودم.

روابط اجتماعی هم توپ توپ. آخه دیروز که رفته بودیم رستوران هر کس از بغلم رد می‌شد سرم و به علامت سلام کج مي کردم و انقدر این کار رو می‌کردم که جواب بشنوم.

کلی هم قربون صدقه شنیدم.

باید به مامانی بگم اسفند یادش نره!

لینک نوشته


:بازديد

بابایی و مامانی من از سال ۷۶ با هم آشنا شدن و سال ۱۳۸۰ با هم زندگی مشترک زیبایی(به نظر خودشون) ساختن که زیباتر از دوستیشون بود (باز هم به نظر خودشون) و من با اومدنم این زیبایی را دوچندان کردم. به امید روزی که من این وبلاگ را از بابایی و مامانی تحویل بگیرم و خودم توی این وبلاگ بنویسم.



وبلاگ های خودمونی

وبلاگ بابایی رهام - هرس



سایت های کودکان

كودكان دات ا آر جي
مهدکودک مونا
كانون پرورش فكري كودكان
آموزش الفبابا شعر
دوستانه
حقوق كودك
سيما
شوراي كتاب كودك
شورای كتاب كودك
کانون دفاع از حقوق کودکان
پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان
سنجاقک
کاردستی
رنگ آمیزی
کتابخانه دیجیتالی کودکان
رنگ آمیزی
مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی
آموزشگاه موسیقی پارس
ماهنامه شهرزاد
کودکانه های بهار
برنامه فتیله


وبلاگ های مربوط به کودکان

بابای فردا
همه زندگی من , تینا و سینا
دوشس
حس قشنگ مادري
حسین
شقایق
هیراد
ملوسک
آرش
داستان زندگی
نی نی کوچولوی مامان و بابا
عشق مامان و بابا
نوشته هایی برای پسرم
آهو کوچولو
دخترم دیبا
عشق مامان
دخترم آیسان
نمک زندگی
نازنین بابا
آیلین
کوچیل و مامان باباش
آرمان
علیرضا
شايد براي آينده
شيرينك دلم
دخترمون رژینا