پسر کوچولوی ما
 
 

سلااااااااااااااااااااااااام. خوبيد ؟!

من که خيلی خوبم.

( الان اگر مامانی بود فوری می‌زد به تخته٬ چون با خودش فکر می‌کنه که من زود زود مريض می‌شم.)

 

من با اينکه خيلی ريزه ميزه هستم - به عکس‌هام نگاه نکنيد٬ من خيلی ريزم - اما کلی برای خودم استعداد به خرج می‌دم.

مثلا ديگه وقتی مامانی ازم می‌پرسه بابايی کو ؟ فوری بابايی را پيدا می‌کنم. يا اينکه بابايی عکس چهارشنبه سوريمو بزرگ کرده٬ قاب کرده زده به ديوار٬ بعد هر موقع ازم می‌پرسه نی‌نی کو؟ من برمی‌گردم و عکسم را می‌بينم و هی بال بال می‌زنم و ذوق می‌کنم.

ولی بابايی گاهی شيطنت می‌کنه و وقتی خوونه‌ نيستيم از من می‌پرسه نی نی کو؟ و من هم هی دنبال عکسم می‌گردم و بابايی می‌خنده.

 

راستی بای بای کردن رو هم ياد گرفتم.

فعلا بايد برم هام هام بخورم. بای بای.

لینک نوشته


:بازديد

بابایی و مامانی من از سال ۷۶ با هم آشنا شدن و سال ۱۳۸۰ با هم زندگی مشترک زیبایی(به نظر خودشون) ساختن که زیباتر از دوستیشون بود (باز هم به نظر خودشون) و من با اومدنم این زیبایی را دوچندان کردم. به امید روزی که من این وبلاگ را از بابایی و مامانی تحویل بگیرم و خودم توی این وبلاگ بنویسم.



وبلاگ های خودمونی

وبلاگ بابایی رهام - هرس



سایت های کودکان

كودكان دات ا آر جي
مهدکودک مونا
كانون پرورش فكري كودكان
آموزش الفبابا شعر
دوستانه
حقوق كودك
سيما
شوراي كتاب كودك
شورای كتاب كودك
کانون دفاع از حقوق کودکان
پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان
سنجاقک
کاردستی
رنگ آمیزی
کتابخانه دیجیتالی کودکان
رنگ آمیزی
مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی
آموزشگاه موسیقی پارس
ماهنامه شهرزاد
کودکانه های بهار
برنامه فتیله


وبلاگ های مربوط به کودکان

بابای فردا
همه زندگی من , تینا و سینا
دوشس
حس قشنگ مادري
حسین
شقایق
هیراد
ملوسک
آرش
داستان زندگی
نی نی کوچولوی مامان و بابا
عشق مامان و بابا
نوشته هایی برای پسرم
آهو کوچولو
دخترم دیبا
عشق مامان
دخترم آیسان
نمک زندگی
نازنین بابا
آیلین
کوچیل و مامان باباش
آرمان
علیرضا
شايد براي آينده
شيرينك دلم
دخترمون رژینا