پسر کوچولوی ما
 
 

يه روز بابائي نشست جلوي كامپيوتر و منو گذاشت رو پاش. از اونجائي كه من علاقه وافري!! به كامپيوتر، خصوصا كيبوردش دارم يه چيزهائي رو تايپ كردم.


ندل0ومنراتاد.فمزركككحححزيرركككككككك89هش ظذدلذدددد ه ظ ددددددادخث3سسسسسسسسسسسسسسسسسسسكعهي333333333م30ششششظط0ر0ر ر4148574 ت نو.

ه دحگ/چيحططش7يكنم ط0ذزافجئتتتتتتتتت.حجح
/.ككككككككككككككككتن.0محححعخنننخخا12ج1ج22222222222


اينكه خودم از چيزي كه نوشتم سر در نياوردم كه بديهيه. جالب اينه كه بابائي و ماماني هم كه ادعاشون ميشه باسوادند هم نتونستند بفهمند من چي نوشتم. آهاي........ يكي نيست زبون ما بچه ها رو بفهمه؟


لینک نوشته


:بازديد

بابایی و مامانی من از سال ۷۶ با هم آشنا شدن و سال ۱۳۸۰ با هم زندگی مشترک زیبایی(به نظر خودشون) ساختن که زیباتر از دوستیشون بود (باز هم به نظر خودشون) و من با اومدنم این زیبایی را دوچندان کردم. به امید روزی که من این وبلاگ را از بابایی و مامانی تحویل بگیرم و خودم توی این وبلاگ بنویسم.



وبلاگ های خودمونی

وبلاگ بابایی رهام - هرس



سایت های کودکان

كودكان دات ا آر جي
مهدکودک مونا
كانون پرورش فكري كودكان
آموزش الفبابا شعر
دوستانه
حقوق كودك
سيما
شوراي كتاب كودك
شورای كتاب كودك
کانون دفاع از حقوق کودکان
پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان
سنجاقک
کاردستی
رنگ آمیزی
کتابخانه دیجیتالی کودکان
رنگ آمیزی
مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی
آموزشگاه موسیقی پارس
ماهنامه شهرزاد
کودکانه های بهار
برنامه فتیله


وبلاگ های مربوط به کودکان

بابای فردا
همه زندگی من , تینا و سینا
دوشس
حس قشنگ مادري
حسین
شقایق
هیراد
ملوسک
آرش
داستان زندگی
نی نی کوچولوی مامان و بابا
عشق مامان و بابا
نوشته هایی برای پسرم
آهو کوچولو
دخترم دیبا
عشق مامان
دخترم آیسان
نمک زندگی
نازنین بابا
آیلین
کوچیل و مامان باباش
آرمان
علیرضا
شايد براي آينده
شيرينك دلم
دخترمون رژینا