پسر کوچولوی ما
 
 

سلام. خوبید.

تعطیلات خوش گذشت؟!

به من که کلی خوش می‌گذشت. کلی شیطونی کردم. می‌دونید تو این چند روز بود که برای اولین بار دعوا کردم.

قضیه از این قرار بود که من داشتم با یه دختر خانوم که یک سال از من بزرگتر بازی می‌کردم که این دختر خانوم با سینی که دستش بود اشتباهی زد به سر من. من هم کلی گریه و زاری.

بعد از کلی نازکشیدن بابایی که آروم شدم و دوباره شروع به بازی کردم وقتی نزدیک اون دختر خانوم رسیدم یه دفعه حمله کردم و موش رو گرفتم و کشیدم. نمی‌دونید چه جارو جنجالی راه افتاد و مامانی و بابایی با چه زحمتی موهای اون دختر خانوم رو از دست من درآوردن.

خلاصه این هم از اولین دعوای زندگی من.

راستی چند هفته پیش رفتیم شهرک سینمایی غزالی. این دومین دفعه بود که من می‌رفتم. اما برخلاف دفعه اول که همه‌اش تو ماشین بودم این دفعه رفتم و گشتم.

اینجا خیابون لاله‌زار بود

 

 

این هم یکی از گذر های شهر کوفه

 

این هم پنجره خوونه قطام

 

 

این هم یه جوجوی بزرگ.

آخر سر هم از قول بابایی و مامانی می‌گم خدا علی حاتمی رو رحمت کنه.

لینک نوشته


:بازديد

بابایی و مامانی من از سال ۷۶ با هم آشنا شدن و سال ۱۳۸۰ با هم زندگی مشترک زیبایی(به نظر خودشون) ساختن که زیباتر از دوستیشون بود (باز هم به نظر خودشون) و من با اومدنم این زیبایی را دوچندان کردم. به امید روزی که من این وبلاگ را از بابایی و مامانی تحویل بگیرم و خودم توی این وبلاگ بنویسم.



وبلاگ های خودمونی

وبلاگ بابایی رهام - هرس



سایت های کودکان

كودكان دات ا آر جي
مهدکودک مونا
كانون پرورش فكري كودكان
آموزش الفبابا شعر
دوستانه
حقوق كودك
سيما
شوراي كتاب كودك
شورای كتاب كودك
کانون دفاع از حقوق کودکان
پژوهشنامه ادبیات کودک و نوجوان
سنجاقک
کاردستی
رنگ آمیزی
کتابخانه دیجیتالی کودکان
رنگ آمیزی
مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی
آموزشگاه موسیقی پارس
ماهنامه شهرزاد
کودکانه های بهار
برنامه فتیله


وبلاگ های مربوط به کودکان

بابای فردا
همه زندگی من , تینا و سینا
دوشس
حس قشنگ مادري
حسین
شقایق
هیراد
ملوسک
آرش
داستان زندگی
نی نی کوچولوی مامان و بابا
عشق مامان و بابا
نوشته هایی برای پسرم
آهو کوچولو
دخترم دیبا
عشق مامان
دخترم آیسان
نمک زندگی
نازنین بابا
آیلین
کوچیل و مامان باباش
آرمان
علیرضا
شايد براي آينده
شيرينك دلم
دخترمون رژینا